محمدرضا ارژنگیان، پسر شبهای بیصدا و کتاب، میان سیمخاردارها شعر شهادت زمزمه کرد.
دلش پر از سخاوت و نگاهش آرام، بینام و شوق رفتن.
آنجا که نورافکنها میتابیدند، او برای حسینِ زمانهاش جان باخت…
محمدرضا ارژنگیان، پسر شبهای بیصدا و کتاب، میان سیمخاردارها شعر شهادت زمزمه کرد.
دلش پر از سخاوت و نگاهش آرام، بینام و شوق رفتن.
آنجا که نورافکنها میتابیدند، او برای حسینِ زمانهاش جان باخت…
ما را در پیام رسان ایتا به آدرس congressshohadaalborz@ دنبال کنید