نجارِ جوانی بود با دستانی خسته اما قلبی ستبر، که از دیوارهای تهران تا گِلآلودی شلمچه قدم زد؛ مسافر بیبرگشتِ کربلای ۵.
پیکرش، ماهها میان خاک و دلتنگی ماند تا بهشت زهرا آرام گرفت. نامش هنوز بوی نجاری و باران میدهد…
نجارِ جوانی بود با دستانی خسته اما قلبی ستبر، که از دیوارهای تهران تا گِلآلودی شلمچه قدم زد؛ مسافر بیبرگشتِ کربلای ۵.
پیکرش، ماهها میان خاک و دلتنگی ماند تا بهشت زهرا آرام گرفت. نامش هنوز بوی نجاری و باران میدهد…
ما را در پیام رسان ایتا به آدرس congressshohadaalborz@ دنبال کنید